پارسا جون ماپارسا جون ما، تا این لحظه: 11 سال و 9 ماه و 7 روز سن داره
پیوند عاشقونمونپیوند عاشقونمون، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 8 روز سن داره

خاطرات روزهای کودکی پارساجون از تولد تا...

دامنه لغات پارساجون

  سلام پارسای نازم عشق مامان امروز میخوام از دامنه لغات و حرف های خوشکلت واست بنویسم اولین کلماتی رو که گفتی بابا و بعد مامان بود که ما رو کلی ذوق زده کردی دلبندم تا به امروز هرچیزی رو که میخواستی با زبان اشاره بهمون میگفتی اما حالا دیگه یاد گرفتی که با حرف زدن پیامهات رو انتقال بدی خب بریم سر دامنه لغات   بابا : بابا ماما: مامان مامان جون: ماما زان باباجون: بابا زان پارسا: تاتا آبه: آب با گذر زمان دامنه لغاتت بیشتر میشه خاله: عزیزی مادر: ماده خونه: سونه  (کلا" (خ) رو (س) تلفظ میکنی که خیلی باحاله) عموهادی: آدی که به تدریج...
30 ارديبهشت 1396

منزل جدید

  سلام گلم اینجا منزل جدیدمونه که به یمن قدوم مبارک تو خونه دار شدیم عزیزم و این عکسهایی که مشاهده میکنی از گوشه گوشه ی اتاقت و  خونمون گرفته شده که هرجایی سرگرم یه کاری هستی و بنده هم طبق  م عمول مشغول شکار لحظه ها بودم!!!             ا ینجا اتاق نگهبانی هست گلم که شما علاقه شدیدی به اینجا و نگهبان ها داری                     یا خدااااااا که کنکاشگر وارد آشپزخونه شد     به ترتیب جلو میر...
19 اسفند 1395

تولد دوسالگی پرنس کوچولو

این بار برای تو مینویسم   تو عزیزدلم   وبازهم با دیدنت معجزه ای رخ داد   وقتی کنارم هستی تمام دردهایم را فراموش میکنم   وقتی شادمانه میخندی و به یکدیگر عشق می ورزیم دنیا از آن من است   حال که تو را دارم دیگر از خدای خود چه می خواهم   دلبندم همیشه بخاطر وجود نازنینت خدا را شاکرم   از اینکه مهرمادری را در وجودم به ودیعه نهاد و مرا لایق آن دانست بسیار مسرورم   امیدوارم که بتوانم آنطور که خدا راضی باشد برایت مادری کنم     الهی قربون اون قدوبالات برم نفسم هزااااارهزار ماشالا چشم بد ازت ...
30 دی 1395

دندان نیش

پسرقشنگم چهارتا دندون نیشت و دوتا آسیاب بزرگ فک پایینت قبل از دوسالگی تکمیل شدن که متاسفانه متوجه رویش تک به تکشون نشدم چون بزرگ شدی و ماشالا شیطون دیگه اجازه نمیدی مثل قبل دندونات رو چک کنم عزیزم ...
15 دی 1395

بای بای ممه

  سلام پسر قهرمانم میخوام خاطره از شیر گرفتنت رو واست تعریف کنم     من و بابایی تو سن 22 ماهگی (یعنی دوماه دیگه مونده تا تولد دوسالگیت) تصمیم گرفتیم تو رو از شیر بگیریم چون غذا نمیخوردی و کلا" وابسته شده بودی به شیر و وزنت هم کم بود خلاصه اینکه کلی ترس و اضطراب داشتیم و من جراتشو نداشتم چون تو غیر از صبحانه هیچ وعده ای دیگه رو غذا نمیخوردی و فقط شیر میخوردی علی الخصوص شب تا صبح که یکسره مشغول مکیدن بودی به همین خاطر من میگفتم شب تا صبح خیلی اذیت میشی که چیزی رو نداری به جاش بخوری بلاخره اومدیم دل رو زدیم به دریا و از ظهر شروع کردیم صبح که توی خواب شیرتو خوردی و بیدار شدی دیگه ما هم دست به کار شدیم و...
29 آبان 1395

رویش نه و ده و یازده و دوازدهمین مروارید

  سلام پسرکوچولوی نازم تبریییییییییک مامان جون شما صاحب دندان آسیاب   شدی نه یکی نه دوتا اونم   چهااااااااااااااااااااااارتا مبارکت باشه کوچولوی من     ترتیب دندونات از اولین دندونت که جوانه زده تا الان که 12تا داری دقیقا مثل   تصویر پایینه             پارساجونم از اواخر پانزده ماهگی شروع کردی به جوانه زدن دندانهای آسیاب   کوچک اول   و حدود یک ماه طول کشید تا چهارتا دندان آسیاب کوچکت کامل شدن     اما الهی بمیرم خیلی خیلی اذیت شدی واسه آسیا...
25 ارديبهشت 1395