اخرین خاطرات سال 94

دلبرکم بازم آخر سال رسید مثل چشم برهم زدن دیگه دارم به سرعتش عادت می
کنم می دونم خیلی زود سالهای بعدی میان و تو مرد می شی خیلی زود و به
امید تنها پروردگارم که ایمان دارم حافظ توست!!!
اومدم دل نوشته های آخر سالم واست بذارم و برم و سال جدید رو سبک آغاز کنم ....
پارسای مادر ، عشق همیشگی مادر نمی دونی چه حسی دارم با دیدنت و چقدر
هر لحظه خالقم رو سپاسگذارم به خاطر داشتنت ، خدایا بی نهایت ممنونم که
منو لایق مادری پارسا کردی ممنونم ازت که پسری مهربون ، پاک ،دانا و شیرین رو
بهم دادی ....
پسرم امسال عید تصمیم داریم بریم قشم . این سومین باریه که می خوای دریا رو
ببینی اما مطمئنم این بار بیشتر از قبل از تماشای دریا و آب بازی لذت میبری چون
بزرگتر و عاقلتر شدی
مادر فدای تو تمام سعیم می کنم بهت خوش بگذره
الهی همین طور باشه ...
این روزا حسابی درگیر اسباب کشی و نقل مکان هستیم و تو هم حسابی
شیطونی میکنی
میخوام واست چندتا از عکسهای پایان سال 94 رو بذارم
پس بدو تا بریم باهم
عکساتو ببینیم نفسم



فدای اون نگاهت که اقیانوس مادره عمیق و نافذ

الهی فدات بشم که چه با اشتیاق پفک میخوری البته دور از چشم مامانی ناقلا


الهی فدای چشمات بشم جوجه رنگی مامان

عاشق موبایلی باباجونم گوشی قبلیش رو بهت داده هرموقع میری اونجا گوشی رو میدی بهش تا واست آهنگ بذاره

مالک ماشین بابایی هم که هستی قربونت برم


فدای اون خنده هات با اون دندونات

آخ جیگرت برم با اون مدل نشستنت تو فکر چی هستی گلم


پارسا و عموهادی در پیکنیک

بازدید پارساجون از حمام وکیل شیراز

آقاپارسا در حمام وکیل

مجتمع خلیج فارس شیراز

خاطره اسباب کشی و خراب کاری آقاپارسا
(یه روز صبح تا ازخواب بیدارشدم دیدم آقا پارسا رژلب برداشته و واسه خودش رژ زده)


ببین چه به روز خودت آوردی

هرچه رژلبها رو واست میشستم پاک نمیشد ببین چه شکلی شدی

بلاخره بردمت حمام تا مثل روز اول شدی

عشق مامان هدیه گیرش اومده یه پتوی خوشکل واسه همین خیلی خوشحاله

اینم از وضع غذاخوردن ارباب کوچولو

جوجه مون خودکفا شده

لب پسرم با مرواریدای خوجملش فداش بشه مامانی

چندتا عکس از چهارشنبه سوری






اخرین خاطرات سال 94
