پارسا جون ماپارسا جون ما، تا این لحظه: 11 سال و 9 ماه و 5 روز سن داره
پیوند عاشقونمونپیوند عاشقونمون، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 6 روز سن داره

خاطرات روزهای کودکی پارساجون از تولد تا...

واکسن یک سالگی

1394/11/19 12:6
345 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیزدل مامانی الان که این مطلب رو واست مینویسم واکسن یک سالگیت رو زدی عشقمآرام

 

وقتی که رفته بودیم واکسن 6 ماهگیت رو بزنیم پیش خودم می گفتم اخی تا 6 ماه دیگه پسرم راحته و واکسنی نداره، مثل برق و باد گذشت این 6 ماه و پارساجونم هر روز داره بزرگتر و باهوش تر می شه، دیگه همه کاراش هدف داره، بازیگوشیاش و شیطنتاش با هدفه بغل

 

درضمن این دفعه برای اولین بار بابایی باهامون اومد واسه واکسنت آخه همیشه با مامان جون می بردیمت و بلاخره توی بغل بابایی واکسن یک سالگیت رو زدی و منم مثل همیشه طاقت نیاوردم و از اتاق رفتم بیرون عزیزدلم.

 

راستی این دفعه هم با دوهفته تاخیر واکسنت رو زدیم چون یه کم علائم سرماخوردگی داشتی صبرکردیم تا خوب بشی. خب دیگه بازم تا شش ماه دیگه از واکسن خلاصی پسرمخنده

 

پسرخوشکلم چون یه ساله شدی باید یه سری آزمایشات رو هم انجام بدی از جمله آزمایش خون و ادرار

 

به همین خاطر تقریبا دوهفته پس از تولدت وقتی واسه واکسن بردیمت به مرکز بهداشت پیش آقای دکتر رفتیم و ازشون خواستیم که هرآزمایشی که لازمه واست بنویسه و فردای اونروز  صبح زود سه تایی رفتیم آزمایشگاه و از پسرگلم خون گرفتن الهی بمیرم که چقد گریه کردی عزیزم و آزمایش ادرار هم قرار شد که توی خونه انجام بدیم و سریع برسونیم به آزمایشگاهغمگین انقد اذیتمون کردی واسه آزمایش ادرارت که نگو و نپرسشاکی

 

از هر روشی که استفاده میکردیم کارساز نبود بلاخره بعد از دو روز موفق شدیم که با کیسه ادرار نمونه ازت بگیریم و دوبار نمونه بردیم آزمایشگاه تا دومیش رو قبول کردن سکوت اووووف خیلی زجرمون دادیغمناک

 

اینم وقتی ازت خون میگرفتن الهی مامانی بمیره که جیگرم کباب شد از این صحنه دورت بگردم

 

 

 واما نتایج آزمایش:

 

خداروشکر مشکل خاصی نداشتی فقط یه کوچولو کم خونی داری که اونم آقای دکتر گفت شربت آهنت رو عوض کنم و بهت فروگلوبین بدم و چای و قهوه و نون باگت و نون تیری رو بهت ندیم.بوسبای بای

 

پسندها (1)

نظرات (0)