پارسا جون ماپارسا جون ما، تا این لحظه: 11 سال و 9 ماه و 5 روز سن داره
پیوند عاشقونمونپیوند عاشقونمون، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 6 روز سن داره

خاطرات روزهای کودکی پارساجون از تولد تا...

رویش اولین مرواریدت مبارک پسرم

  سلام سلام صدتا سلام         من اومدم با دندونا م        میخوام نشونتون بدم          صاحب مروارید شدم                  یواش یواش و بیصدا              شدم جزو کباب خورا     سلام پسر یکی یه دونه ی خودم بلاخره بعد از کلی عذاب کشیدن و اذیت شدن صاحب مروارید شدی مبارکت باشه عزیزدلم.   خب شرح داستان به این صورته که آقا پارسای یکی یه دونه ی ما اوایل نه ماهگی یعنی ...
12 مهر 1394

هشتمین ماهگردت مبارک عزیزترینم

روزی که به دنیا اومدی، من متولد شدم و از آن روز هم پسرم شدی هم همه چیزم. پسر آسمانی من، جهانم با تو شکرانه هایش بیشتر است و تو عاشقانه ترین باور خواب و بیداری منی. سپاس خدایی که گیلاس باغ بهشت را به من عطا کرد. سایه خدای عشق بر قلبت مدام. سلام پسرگلم هشت ماهگیت مبارک عزیزدلم یک ماه دیگه گذشت و تو بزرگ و بزرگتر شدی همچنین شیرین کاریات بیشتر شده خوشکلم. اول از همه از اولین سفر زیارتیت به مشهد مقدس واست میگم عزیزم که توی سن هشت ماهگی سعادت مشرف شدن به زیارت آقا امام رضا نصیبت شد. ماهم که نذرت کرده بودیم که سالم به دنیا بیای و ببریمت پابوس آقاامام رضا و همونجا موهات رو کوتاه کنیم و خداروشکر تونستیم تو رو...
29 شهريور 1394

اولین سفر زیارتی پارساجون به مشهد مقدس( شهریور94)

اولین عکس آتلیه ای پارساجان در مشهد اینم دوتای دیگه از عکسهای آتلیه ای پسملم یادگاری از اولین سفرش به مشهد پارساگلی و باباجونش در صحن سقاخانه عشق باباش با لباس سقا در کنار سقاخانه پسمل شیطون محو تماشای کبوترای حرم قربونت برم با اون دستت پسمل گلم در حال بازی کردن با مهرها آقا پارسا توی حرم واسه خودش یه دوست پیدا کرده فینگیل من توی پارک بابا امان بجنورد جوجو با باباییش در یکی از میدانهای بجنورد جیگر مامان توی ویلای بابلسر پسملی و باباش کنار دریای بابلسر وای پسر خوشکلم دا...
21 شهريور 1394

هفتمین ماه از زمینی شدن پرنس کوچولوی من

با آمدن تو بهترین و زیباترین لحظات وارد کلبه خوشبختی مان شد تو را از خدایی خواستم که به رحمت بی کرانش ایمان دارم پس برایم بمان و بدان که تا بی نهایت عاشقانه دوستت دارم تولدت مبارک سلام گل خوشبوی من امروز هفت ماه از زمینی شدنت میگذره و ما هرروز بیشتر از پیش عاشق و وابستت میشیم عزیزدردونم یکی از بهترین پیشرفتهای این ماهت که خیلی ما رو شاد و سوپرایز کرد نشستنت بدون کمک بود که دقیقا یک روز مونده به ماهگردت متوجه شدیم که پسرکوچولوی ما میتونه بدون کمک بشینه خیلی خوشحال شدم مامانی آخه خیلی منتظر نشستنت بودم عزیزدلم دیگه از حرف زدنت بگم که وقتی گرسنه میشی گریه میکنی و میگی ممممم و یه چیز دیگه هم که م...
29 مرداد 1394

تیپ مجلسی پارساجون و رفتن به اولین عروسی

سلام پارساجونم امشب برای اولین بار دعوت شدی به عروسی و حسابی هم خوشتیپ کردی ماشالا قربونت برم با این تیپ قشنگت انشاالله دامادیت عزیزدلم عکسهای پارساگلی در مراسم عروسی پسرخاله مامانش آخ قربون پسرگلم که بعد از کلی اذیت و گریه بلاخره خوابش برد اما دوباره بیدارشدیا ناقلا تا چهارصبح هم بیدار موندی آخه پسرم اولین بارشه که رفته عروسی و جاهای شلوغ رو دوست نداره اذیت میشه جیگرمامان ...
1 مرداد 1394

نیم سالگیت مبارک نفسم

هورررررررررررررررررررراااااااااااااااااااااااااااااااااااااا پسرکوچولوی من نیم ساله شد حس بودنت قشنگترین حس دنیاست... تو که باشی...هرروز را...نه...هرثانیه را عشق است سلام عزیزدل مامانی نیم سالگیت مبارک عسلم میخوام برات از پیشرفت هات و غذا خوردنت بگم این روزا صبح که از خواب بیدار میشی برات فرنی درست میکنم هفته اول فقط بهت فرنی دادم از هفته دوم سوپ (برنج محلی و گوشت چرخ کرده و جعفری و کره محلی) رو هم شروع کردم واست. صبحانه فرنی و ناهار یا عصرانه هم سوپ بهت میدم پسرگلم نوش جونت عزیزم. دیگه از واکسنت بگم که واکسن شش ماهگیت هم زدی و خداروشکر مشکلی پیش نیومد فقط یه کوچولو تب کردی که تا 24 ساعت مرتب قطره استامی...
29 تير 1394

عیدفطر و سفر به استهبان

پارساجون و باباجونش کنار آبشار استهبان پارسا و بابایی کنار آبشار پارساگلی توی بغل باباجونش دستشو آورده بالا و سلام میکنه آقا پارسا محو تماشای آبشار پسرکوچولوی من چشم از آبشار برنمیداره عزیزدلم اینجاهم در برگشت اومدیم سد رودبال که متاسفانه بارون نیومده و سد خشک شده ...
27 تير 1394

تجربه اولین غذای کمکی بعداز شیر مادر

  سلام پسرگلم امروز 94/4/24 که شما 5 ماه و 25 روزت هست اولین غذای کمکیت که فرنی آرد برنج بود رو شروع کردم بهت دادم. از دوماه پیش وسوسه شدم که واست کمکی رو شروع کنم اما دلم قبول نکرد گفتم صبرکنم شش ماهت تموم بشه تاسیستم گوارشیت آمادگی لازم رو واسه غذاخوردن پیدا کنه وبلاخره تا امروز صبرکردیم هنوز پنج روز دیگه مونده تا پایان شش ماهگیت ولی گفتم این پنج روزه دیگه مشکلی نیست آخه پسرم گرسنه ست خیلی دوست داره غذا بخوره هربار ما غذا میخوریم گریه میکنه که بیاد سرسفره پیش ما و به لقمه های تک تک خانواده نگاه میکنه و جیغ میکشه که بهش غذا بدیم. عشق مامان آرد برنج رو از دوماه پیش واست آماده کردم بابایی برنج محلی واست ...
24 تير 1394

تولد مامانی وتجربه اولین غلت زدن استادانه پارساجون

سلام پسر عزیزم امروز با دو تا خبر اومدم یکی اینکه دیشب تولد مامانی بود و مامان جون زحمت کشیده بود واسه مامانی جشن تولد گرفته بود و همگی خونه مامان جون دور هم جمع شدیم و اما تو شیطون وقتی کیک رو دیدی با چهارتا انگشتات رفتی توی کیک و خبر خوب دوم اینکه پسر کوچولوی من دیروز در سن 5 ماه و 8 روزگی برای اولین بار بدون کمک موفق شد غلت بزنه عشق مامان حالا بدو تا بریم چندتا عکس رو باهم ببینیم و اما مراحل غلت زدن شازده کوچولو   ...
7 تير 1394