هفتمین ماه از زمینی شدن پرنس کوچولوی من
با آمدن تو بهترین و زیباترین لحظات وارد کلبه خوشبختی مان شد
تو را از خدایی خواستم که به رحمت بی کرانش ایمان دارم
پس برایم بمان
و بدان که تا بی نهایت عاشقانه دوستت دارم
تولدت مبارک

سلام گل خوشبوی من امروز هفت ماه از زمینی شدنت میگذره و ما هرروز بیشتر از پیش عاشق و وابستت میشیم عزیزدردونم یکی از بهترین پیشرفتهای این ماهت که خیلی ما رو شاد و سوپرایز کرد نشستنت بدون کمک بود که دقیقا یک روز مونده به ماهگردت متوجه شدیم که پسرکوچولوی ما میتونه بدون کمک بشینه خیلی خوشحال شدم مامانی آخه خیلی منتظر نشستنت بودم عزیزدلم
دیگه از حرف زدنت بگم که وقتی گرسنه میشی گریه میکنی و میگی ممممم و یه چیز دیگه هم که میگی دیدی هست چون عاشق موتورسواری و بیرون رفتنی وقتی که عصرا حوصلت سر میره دنبال باباجون میگردی و گریه میکنی و میگی "ذیذی" و اما سومین پیشرفتت پا زدن توی روروک و حرکت کردنت بوسیله ی اونه خوشکلم
مو کشیدنم که خیلی کار لذت بخشیه واست با تمام قدرت موهامونو میکشی توی رختخوابتم که میخوابونمت غلت میزنی میای کنارم میخوابی وقتی هم که میخوای خواب بری ریشه ی بالش هامونو میکشی و کلی کیف میکنی خلاصه تمام خونه رو کردی پر از ریشه های بالش شیطون یه شیرین کاری دیگت هم اینه که وقتی غذا میدمت بهت میگم اوووم خوشمزست تو هم یاد گرفتی تا بهت غذا میدم میگی اوووم جیگرت برم عزیزترینم
راستی این روزا دیگه راه دهانتم پیدا کردی تا چیزی میبینی سریع با دستات میگیری و میبری طرف دهانت با دستای کوچولوت هم دیگه کاملا میتونی اشیا رو بگیری و پرتشون کنی
دیگه از غذاخوردنت بگم که تعداد وعده های غذاییت رو بیشتر کردم صبحونه بهت فرنی میدم ظهر سوپ عصرانه هم حریره بادام قطره هاتم که همچنان مولتی و آهن ادامه داره خب دیگه بریم سراغ عکسای کاکل زریمون


تولد هفت ماهگی پارساجون قربونت برم که چه قشنگ نشستی

اینم تولد باباجون با تم سبیل

آقاپارسا هم میخواد شمعهای تولد باباجونش رو فوت کنه

بازم پارساجون و تولد اما اینبار تولدخاله سمانه


رفتن دوباره پارسا گلی به عروسی البته با کلی اذیت و گریه

فدای نشستنت بشم عزیزترینم

این روزا کلا با پاهات درگیری همش شستتو میگیری و میخوای بخوریش اما بالاتر از این نمیاد فعلا



پارسا گلی و باباجونش همچنان در مراسم عروسی پسرعموی مامان

و اما پسمل خوجلم با باباییش خوشتیپ کردن ماشالا

جیگرمامانی عشق موتوره عزیزدلمه

اوه اوه پسری چه ژستی میگیره با موتورش

فدا مدا


پسملم درحال تمرین نشستن بدون کمکی

الان دیگه هرچیزی که اطرافت میبینی خودت برمیداری پسرگلم

و شدیدا باهاشون کشتی میگیری



شیطونک عقب ماشینش خوابیده و دید میزنه که مامانش تو وبلاگش داره چیکار میکنه


آخ جیگرمامان حموم بوده چه خوشمزه وتمیز شده البته حموم رو دوست نداره پسرم با کلی جیغ و گریه حموم میکنه

پسملم عاشق رانندگیه واسه همین تو فرمون ماشین میشینه و رانندگیشو میکنه


الهی فدات بشم که چه بامزه فرمونو میگیری نازگلم

عشق مامانی دیگه میتونه توی تابش بشینه و تاب بازی کنه

اینم یه تاب دیگه که توش راحت بتونی بخوابی جوجوی نازم

پارساگلی عاشق رفتن به پارکه و هرروز با باباجونش میرن پارک

پسمل خوجملم همراه باباجونش توی پارک

عزیزی بخدا 



اینم یه سرگرمی جدیدته پسرگلم حلقه ها رو واست میذارم جلوت و تو پرتشون میکنی


پسرگلم عاشق حلقه بازیه



فرشته کوچولوی من در حال هویج خوردن آخه هنوز دندوناش در نیومدن و خیلی اذیتش میکنه

فدات بشم که تا میخوام عکست بگیرم برام میخندی تو هم دیگه به عکس گرفتن عادت کردیا وروجک من

عشق مامان وسط تابستون سرماخورده و تب کرده اما همچنان واسه مامانش میخنده الهی قربونت برم


فدای اون چشمات بشم که ماشین بازی رو دوست داری

خوشمزه من دیگه کاملا میتونه بشینه جیگرش برم






هفتمین ماه از زمینی شدن پرنس کوچولوی من 


