پارسا جون ماپارسا جون ما، تا این لحظه: 11 سال و 9 ماه و 5 روز سن داره
پیوند عاشقونمونپیوند عاشقونمون، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 6 روز سن داره

خاطرات روزهای کودکی پارساجون از تولد تا...

نهمین ماهگرد پارساجان مصادف با ایام محرم

1394/8/2 23:56
1,001 بازدید
اشتراک گذاری

يا صاحب الزمان فرزندم را نذر ياري قيام تو مي کنم براي ظهور نزديکت برگزين و حفظ کن

 

سلام پارساجونم یک ماه دیگه گذشت و پسرکوچولوی من یک ماه بزرگتر شد با کلی شیرین کاری

 

عزیزدل مامانی در ظهرروز 94/7/29 یعنی مصادف با نهمین ماهگردت مهارت چهاردست وپا رفتن یا همون گاگله کردن رو یاد گرفتی.چندوقتی بود که در تکاپوی گاگله کردن بودی اما نمیتونستی به جلو حرکت کنی و فقط یه کم عقب عقب میرفتی تا بلاخره همون روز ماهگردت پیش من و مامان جون نشسته بودی و بازی میکردی یکدفعه متوجه شدیم که شما به سمت جلو شروع به گاگله کردی و چندقدمی رفتی و بعد نشستی واسه خودت دست زدی من و مامان جونم باتعجبتعجب کلی ذوقت کردیم خندهو تشویقت کردیمتشویقو از همینجا بود که خراب کاریای جناب عالی شروع شد دیگه وروجک ما اصلا روی زمین بند نیست یا کل خونه رو برا خودش چرخ میزنه یا دستش رو میگیره به دیوار و بلند میشه و میخواد از در و دیوار بالا بره 

پیشرفتهای دیگه ای که داشتی یکی اینه که وقتی بهت میگیم سلام دستت رو به نشانه سلام کردن بالا میاری و موقع خداحافظی هم بای بای میکنی و گاهی وقتا هم واسه خودت دست میزنی عزیزدلم.

امسال هم اولین محرمی بود که تو رو داشتیم و سال گذشته نذرت کرده بودیم که سالم به دنیا بیای و خداروشکر ماهم نذرمون رو ادا کردیم و هرجا که نذرت کرده بودیم بردیمت حالا بیا عکساتو ببین نفسم

این لباس عربی رو مامانی چندسال پیش از مکه واست آورده فدات بشم که چه ماه شدی ماشالا

 

 

این گهواره علی اصغر امام حسین هست پسرم اما تا میخوابوندیمت توی گهواره گریه میکردی

اینجا هم اومدیم برای سلامتی آقاپارسا شمع روشن کنیم

آقا پارسا هم که به شدت محو تماشای شمع ها شده

 

عزیزم همینطور چشمت دنبال شمع هاست

 

اینجا هم داریم نون میگیریمت چون رسم داریم بچه ها رو نذرشون میکنیم که هفت سال متوالی روز تاسوعا نون بگیریمشون و مادرجون زحمت کشیدن واست نون و حلوا درست کردن و صبح تاسوعا شما رو نون گرفتیم

 

 

اینجا هم 7 صبح بیدارت کردم و لباس سبز تنت کردم که با مامان جون ببریمت همایش شیرخوارگان حسینی

اینجاهم همایش شیرخوارگان هست توی مسجد ابوالفضل

قربونت برم که خواب رفتی عزیزم

اینم شب تاسوعا  تا گذاشتمت اینجا که ازت عکس بگیرم سریع رفتی طرف حنا

بله مثل اینکه آقا پارسای شکمو حناها رو خورده

پارسا وباباجونش کنار ماکت حرم حضرت ابوالفضل(ع) ایشالا یه روزی باهم بریم زیارت آقابوالفضل و امام حسین(ع)

پسندها (4)

نظرات (1)

مامان هانیه
3 آبان 94 18:19
پارسا جونم نه ماهگیت و چهاردست وپا رفتنت مبارککککککک عکس هاتم عالی بودند
مامان و بابای پارسا جون
پاسخ
مرسی خاله ی گلم