دومین واکسن پارساجون
![]()
الهی مامانی فدات بشه امروز با مامان جون بردیمت واسه واکسن دوماهگیت که البته یه خورده هم دیر شده بود واکسنت رو که زدن کلی اشک ریختی فدای اون اشکات بشم من عزیزم خیلی درد داری از ته دل گریه میکنی و جیغ میکشی 
این خانومه به پای من یه واکسن تازه زده
اشک اومده تو چشم من یه خورده دردم اومده
یه پارچه ی نرم می ذاره مامان رو جای واکسنم
این جوری جایی ندارن میکروبا توی بدنم
به خاطر یه ذره درد عیب نداره گریه کنم
قوی میشم بزرگ میشم همیشه سالم می مونم

خلاصه گل پسرم آوردیمت خونه مامان جون منم کمپرس یخ گذاشتم روی پای کوچولوت و پت و متت رو که خیلی دوستشون داری واست آوردم و گذاشتمشون تو جیجرت تا دردت یادت بره عزیزم

تو هم تا عروسکاتو دیدی خوشحال شدی و بغلشون کردی

از خوشحالی داری میخوریشون بیچاره ها


بلاخره بعد از کلی گریه خواب رفتی فدات شم


خداروشکر شب تا صبح هم راحت خوابیدی عزیزکم و مامانی هم مرتب قطره استامینوفن بهت میداد که تب نکنی



دومین واکسن پارساجون 


